تبلیغات
صدای پای آب - روز سوم مدینه
    
    سخن امروز  : 
به تارنمای صدای پای آب خوش آمدید.

.:. معرفی وبلاگ .:.


فقط و تنها فقط به خاطر آن تو را می ستایم که بر سر آرمانت باقی ماندی و لحظه ای از راه رفته باز نگشتی ، تو را می ستایم که بر سر عهد و پیمانت با ولی خویش راست قامتانه ایستادی و لبیک گفتی به هل من ناصر پیر جماران و لحظه ای قد خمود نکردی و سرمشق شدی برای کوفیان و همه کوفی صفتان از حال تا همیشه تا یاد بگیرند که چگونه باید مشق عشق کرد در دفتر ولایت ...



اللهم الرزقنا حلاوه شهاده فی سبیل المهدی عج



.:. نویسندگان وبلاگ .:.

  :: سید محمد حمدی (274)


.:. تصویر تصادفی .:.


.:. نظرسنجی .:.

میشه نظرتون رو راجع به این وبلاگ بدونم ؟







.:. معرفی وبلاگ به دوستان .:.

نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما :
ایمیل دوست شما :


.:. خوراك وبلاگ .:.


مشترك خوراك وبلاگ شوید، تا هیچ مطلبی را از دست ندهید


.:. آمار وبلاگ .:.

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بازدید :

آخرین بروز رسانی :






.:. امكانات وبلاگ .:.


مبارزه


بسم رب الشهدا و صدیقین
پایگاه فرهنگی مردان ناب " alt="این صفحه را به اشتراک بگذارید" />




.:. زبان های دیگر .:.

  1. روز سوم مدینه
    مربوط به موضوع : راهی کوی دوست ,
    یکشنبه 10 اردیبهشت 1391

    امروز راس ساعت 4 صبح راهی حرم آقا رسول الله (ص) شدم . یادم رفته بود دوربین عکاسی رو که به کمرم بسته بودم مخفی کنم . نزدیک اذان صبح بود . شرطه نزاشت برم داخل . پیرهنمو انداختم رو دوربین و رفتم که از درب دیگه ای داخل حرم بشم . خیلی از درب قبلی فاصله گرفتم و دوربینم زیر پیرهنم مخفی بود . خواستم برم داخل ، همون شرطه که تو درب قبلی جلومو گرفته بود از پشت پیرهنمو گرفت نزاشت برم تو . لامذهب کارشو ول کرده بود منو تعقیب کنه !  وانمود کردم دارم برمیگردم بالاخره از یه درب دیگه داخل شدم . بعد نماز باز رفتم بقیع ( واقعا جاتون خالی )

    جلو در بقیع ایستاده بودم که یه سربازه با چهره ای بسیار وحشتناک اومد سراغم و به زور دوربینمو گرفت و برد . از ایرانی جماعت متنفرن !  بهانه کرده بود که از پلیسشون فیلمبرداری کردم .بماند که با چه مکافاتی تونستم برم دوربینمو پس بگیرم ! البته خدا کمک کرد . اگرم پس نمیداد کاری از من برنمیومد . تازه همین مونده بود بگیرنم .

    اومدم داخل ! صبح بقیع بغض عجیبی داره . حالی که داشتم واقعا قابل بیان نیست . با آقای تاب داشتیم بی صدا دعا میخوندیم که بعدا متوجه شدم کتاب دعای آقای تاب رو گرفتن . آدم اینجور مواقع بدجور داغ میکنه ...

    ساعت 6 برگشتم هتل ، عجله ای صبحانه خوردم . آخه قرار بود بریم بازدید دوره . ساعت 7 راه افتادیم . اولین جا رو کوه احد و زیارت حمزه سیدالشهدا (ع) و شهدای احد رفتیم . بعدشم روضو و سینه زنی تو دیار غربت قبرستان احد واقعا چسبید . احساس سبکی میکردم .

    بعد از اون از مسجد ذوقبلتین و بعدشم از مسجد قبا و بعد از اونم از مساجد سبعه شامل مسجد فتح ، مسجد امیرالمومنین علی (ع) ، مسجد حضرت زهرا (س) و ... بازدید کردیم . محراب مسجد  فتح هم مثل غار کوه احد بوی خوشی تراوش میکرد که به برکت وجود آقا رسول الله (س) از 1400 سال پیش کماکان این رایحه به مشام زائران این مکان مقدس میرسه . نماز ظهر رو هم همونجا به امامت روحانی کاروان حاج آقا انصاری اقامه کردیم .

     

    الانم که بعد ناهار دارم این مطالبو وارد وبلاگ میکنم . ایشالا یه استراحت کوچیک کنم باز میرم حرم .

    در پناه حق




    آخرین ویرایش: یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 04:35 ب.ظ

    | نظرات () | نویسنده : سید محمد حمدی

.:. صفحات وبلاگ .:.



.:. لینك باكس .:.


*** وبمستر عزیز به منظور افزایش بازدید وبلاگتان، لینك وبلاگتان را به لینك باكس ارسال كنید ***



آخرین مطالب

تبادل لینك

ابتدا وبلاگ ما را با نام صدای پای آب لینك كنید سپس از طریق اینجا لینك خود را برای ما ارسال كنید.